محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
27
دستور الوزاره ( فارسى )
كودكى سورة البقره زيادت از دگران دانست اميرى لشكر به دو تفويض فرمود ، گفتند يا رسول اللّه او هنوز از حضيض « الصّبىّ صبىّ » * 4 به ذروهء « بلغ اشدّه » * 5 نرسيده است . سيّد عليه السّلام فرمود كه : قدّمه عليكم سورة البقرة * 6 ، او اين تقدّم بر شما از تسنّم « 1 » لكلّ شىء سنام و سنام القرآن سورة البقرة * 7 يافت لاجرم ترقّى او بر مدارج مجد و معارج سعد مبيّن و معيّن شد تا « 2 » از خاصّگيان حضرت اعلى جلّ و علا گشت . اهل القرآن اهل اللّه و خاصّته * 8 . شبان رمه و زبان همه او خواهد بود . فعقد لواءه « 3 » بيده * 9 . و نيز آمده است كه وقتى متوكّل با وزير خود ابو الميامن * 10 كه در حسن صورت و لطف هيأت و شمايل موزون و بذلههاى دلفريب از مصحف به جد سورتى بود و در شأن لطافت طبع و ظرافت شكل آيتى ، باهم در خلوتجاى « الانس فى - المجلس « 4 » الخاصّ لا فى المجلس « 4 » الغاصّ » * 11 خوش نشسته بودند و در جدّ و هزل به شواهد ابيات و محاسن كنايات تنقّل مىكردند و در اثناى آن بر رقعهء روّحوا - القلوب * 12 شطرنج ادب مىباختند . شاه و فرزين از مركب عجب پياده گشته و بر عرصهء بلاغت اسب فصاحت مىتاختند ، چون رخ روى به روى آورده و بر راست روى قيام نموده ، از فيل بند « 5 » نوايب آسوده نشسته ، ناگاه حاجبى درآمد ، گفت شخصى بر در ايستاده است كه در ميامن ناصيهء او دلايل نجابت و مخايل شهامت و حصافت ، تفرّس « 6 » مىتوان كرد ، مىخواهد كه به شرف موافق « 7 » ميمون ، موقّر شود . دستورى داد و مثال فرمود تا ازارى نقاب روى از تماثيل ساختند حرمت داشت قدوم او را * 14 چون درآمد با « 8 » منظرى خوب و هيأتى خوش و روايى « 9 » دلكش بود ظاهرى به محاسن آراسته و باطنى به مساوى جهالت انباشته . چون بنشست متوكّل مىخواست كه نقد معنيش بر محكّ امتحان زند ، گفت : خواجه « 10 » در چه علم رنج بيشتر برده است ، در نكت تفسير و نتف « 11 » تأويل هيچ تحصيل كردهاى ؟ گفت : در آن شيوه بحثى نرفته است . گفت : دانم در علم رجال مردانه باشى و از اخبار و آثار با خبر . گفت : شروع نكردم . گفت : لا ريب قصد نحو كرده باشى و در فنّ تصريف تصرّفها نموده و از اكسير
--> ( 1 ) . تسنّم : بر بالاى چيزى شدن . ( 2 ) . متن : با . ( 3 ) . متن : لواه . ( 4 ) . متن : مجلس . ( 5 ) . قسمى بازى در شطرنج . رك تعليقات * 13 . ( 6 ) . تفرّس : به فراست دريافتن . ( 7 ) . متن چنين است ، شايد « موقف » باشد . ( 8 ) . متن : تا . ( 9 ) . روا ( به ضمّ ) : منظر ، ديدار . ( 10 ) . متن : خوجه . ( 11 ) . نتف : جمع نتفه : گياه و سبزى دستچين ، بخشش .